در باره گنگره ازادی ایران Roxana Talaremi
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
نه اهل نیتخوانی هستیم و نه دنبال تئوری توطئه. اما از دیدگاه ضدقدرت، پرسش از نسبتِ سرمایه و پروژههای سیاسی یک امر ضروری ست . هرجا پول، تریبون، امکان سازماندهی و صحنهآرایی در دستِ فردی باشد طبیعی ست که باید پرسید این «آزادی» قرار است به سود چه کسی تعریف شود و مردم در این میان دقیقاً چه جایگاهی دارند.
بحران و جنگ معمولاً لحظهی آشکارشدنِ نسبتِ واقعی نیروها با قدرتاند. آنچه در شرایط عادی پشتِ زبانِ مبهم، یا مواضع میانه پنهان است ، در بزنگاههای سیاسی خود را نشان میدهد. از دیدگاه ضدقدرت، این دگرگونی ناگهانی و اتفاقی نیست؛ بلکه هنگامی ست که نیروها و افراد سیاسی بر اساس نسبتِ واقعیشان با قدرت، و با توجه به امکانِ پیروزی و تثبیت آن، جایگاه خود را روشنتر میکنند.
در مورد «کنگره آزادی ایران» نیز مسئله فقط کنار هم نشستن نیروهای گوناگون، از راست تا چپ، نیست. مسئله این است که این صحنه با منابع چه کسانی ساخته شده و در مناسبات قدرت چه معنایی پیدا میکند. خودِ وبسایت رسمی کنگره میگوید این برنامه در ۲۸ و ۲۹ مارس ۲۰۲۶ در لندن برگزار شده، مجید زمانی «مدیر اجرایی» آن است و هزینههای آن تا اینجا از سوی «کارآفرینان ایرانی» تأمین شده است؛ بیآنکه نام این تأمینکنندگان بهصورت علنی منتشر شود. از دیدگاه ضدقدرت، هیچ صحنهی سیاسیای بیرون از مناسبات قدرت شکل نمیگیرد . فرمِ برگزاری، دعوتشدگان، جایگاه میزبان و منبع مالی، خودِ پیام سیاسیاند.
وقتی برگزارکنندهی اصلی چنین کنگرهای مجید زمانی، یک میلیاردر، است، نمیتوان صرفاً یک نشست معمولی سیاسی دانست. از فعالیت در ستاد میرحسین موسوی تا تأسیس «دولت برای ایران» و مدیریت اجرایی این کنگره، با مسیری روبهرو هستیم که در آن سرمایه و پروژهسازی سیاسی به هم گره میخورند .بنا بر اطلاعات منتشرشده در وبسایت «دولت برای ایران»، که او بنیانگذار این گروه است و هنگام خروج از ایران در سال ۲۰۲۲ مدیرعامل گروه مالی کیان بوده؛ نهادی که به گفته همان منبع، در سال ۲۰۱۶ با سرمایه اولیه ۳۰ میلیون دلار آغاز شده و سپس به مجموعهای با ۲۵ شرکت و صندوق سرمایهگذاری، بیش از ۳۶۰ نیروی متخصص و بیش از ۳۰۰ میلیون دلار دارایی تحت مدیریت گسترش یافته است. او از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ مدیرعامل مؤسس «بانک سرمایهگذاری کاردان» بوده و میان سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ نیز مشاور بانک جهانی بوده است. این فقط یک بیوگرافی حساب مالی شخصی نیست نشانهی یک موقعیت قدرتمند اقتصادی سیاسی است.
مجید زمانی پیشتر در یکی از نشستهای رسمی Atlantic Council نیز حضور داشته است؛ اندیشکدهای آمریکایی در حوزه سیاست خارجی و امنیت بینالملل. در همان نشست، Jonathan Panikoff، از مدیران این اندیشکده و از چهرههای نزدیک به دستگاه تحلیل امنیتی آمریکا، و Brian O’Toole، کارشناس تحریمها و مقام پیشین وزارت خزانهداری آمریکا، نیز حضور داشتند. این همحضوری لزوماً بهمعنای همکاری ثابت نیست، اما نشان میدهد که مجید زمانی در فضاهایی نیز ظاهر شده که به شبکههای سیاستگذاری، امنیتی و اقتصادیِ فراملی نزدیکاند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده درباره عرضه بورسی این گروه در اسفند ۱۴۰۳ نیز، کیان بهعنوان نخستین نهاد مالی خصوصی پذیرفتهشده در بورس معرفی شده و از فعالیت آن در حوزههایی چون مدیریت دارایی، بانکداری سرمایهگذاری، کارگزاری، بازارگردانی، پردازش اطلاعات مالی و فناوریهای مالی یاد شده است.
البته پرسش این نیست که یک فرد ثروتمند حق فعالیت سیاسی دارد یا نه. روشن است که دارد. پرسش این است که وقتی چنین سرمایهداری نقش دعوتکننده و گردانندهی نیروهای سیاسی را بر عهده میگیرد، آیا با نوعی مدیریتِ سیاست از بالا روبهرو نیستیم؟ آیا آنچه باید از دل جامعه و از پایین شکل بگیرد، به پروژهای مدیریتشده برای مردم بدل نمیشود؟
از دیدگاه ضدقدرت، قدرت فقط در دولت نیست؛ در انتخابها، حذفها، دعوتها، بودجهها و آرایش سیاسی نیز عمل میکند. ممکن است در یک سالن از آزادی سخن گفته شود، اما خودِ آن صحنه بر پایهی تمرکز امکانات، نابرابریِ دسترسی و تعیین از بالا شکل گرفته باشد. تناقض دقیقاً همینجاست.
به همین دلیل، وقتی یک سوپر میلیاردر یا چهرهای برخاسته از جهان سرمایه میخواهد میزبان «آزادی» باشد، نخستین پرسش این است: این صحنه، این هزینه و این دستور کار را چه تفکری تعیین میکند؟ و مردم ایران در این میان کجا ایستادهاند؟
این متن در راستای توهین و یا تهمت،و افترا به افراد سخنران شرکتکننده در این نشست نوشته نشده است. از همین رو، نیازی به نام و تصویر سخنرانان و شرکتکنندگان نیست. پرسشها متوجه ساختار قدرت، منبع مالی و شیوهی سازماندهی سیاسیِ این صحنه است
متن از رکسانا تلارمی
من این اطلاعات را با زیر رو کردن اینترنت پیدا کردم بخصوص در مورد اشخاص امریکایی که در جلسات مشترک با هم بودند راحت با سرج کرذن اسم فامیلیش پیدا نمی شه کلی وقت گذاشتم از وب سایت هایی که این اقای ملیونر را معرفی می کنه به زبان انکلییسی . در باره صهیونیست بودنش حقیقتا من چیزی پیذا نکردم . ولی از افراد مهم ستاد موسوی بوده و چهار ماه هم رندان بود بعد زد تو بیزینس سالها راحت کار می کرد سرمایه دار شد سه ساله امده بیرون .
متن از اصغر ایزدی
روز دوم «کنگره آزادی ایران» را گوش کردم؛ (ویدیو چند دقیقه پایانی نشست است.)
امروز دو نفر از سخنرانان به ضرورت و اهمیت طرح موضوع جنگ و انتقاد از کنگره بخاطر بیتوجهی به آن و فقدان اختصاص یک پَنل به آن انگشت گذاشتند، و برگزارکنندگان کنگره بلاخره باتغییر یکی از برنامهها، یک نیم پَنل به آن اختصاص دادند. اما بهرغم آن، فضای کنگره که در سخنرانیها و پَنلهای آن قابل شنیدن بود، نشان میداد که دغدغه چندانی نسبت به فاجعه جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل و جنگ افروزی جمهوری اسلامی و توقف فوری جنگ ندارد، و این فضا بنوعی داوری خود را در « گزارش» و در واکنش به آن نشان داد.
این کنگره که با سخنرانی افتتاحیه مجید زمانی آغاز شده بود، با قرائت «گزارش نشست» توسط خود او به پایان رسید.
بهنظر میرسید برگزارکنندگان نخواستند این متن را «بیانیه کنگره» بنامند، اما از شرکتکنندگان خواسته شد موافقت خود را با آن اعلام کنند. این شیوهٔ رأیگیری با همهمه و اعتراض روبهرو شد و همزمان، بحث دربارهٔ موضعگیری نسبت به جنگ که در گزارش قید شده بود، فضای جلسه را متشنجترکرد.
در متن «گزارش» آمده بود که مسبب اصلی جنگ، جمهوری اسلامی است و در پایان دادن به آن باید منافع مردم ایران در نظر گرفته شود؛ اما هیچ اشارهای— حتی در حد نام بردن- به نقش تجاوز آمریکا و اسرائیل نشده بود. و این شرم آور بود!
با بالا گرفتن اختلافنظرها، برخی خواستار حذف کامل این بخش از «گزارش» شدند. در مقابل، عدهای تأکید داشتند که کنگره نمیتواند نسبت به یکی از مهمترین رخدادهای صد سال اخیر ایران سکوت کند. از سوی دیگر، کسان بیشتری به همین داوری درباره جنگ قانع نبودند، از جمله حمید تقوایی، رهبر حزب کمونیست کارگری ایران- این میزان موضعگیری را درست اما ناکافی میدانستند. او پیشنهاد کرد در صورتی که «گزارش» بهعنوان نظر اکثریت منتشر شود، دیدگاه او نیز بهعنوان نظری دیگر در پائین “گزارش” درج شود؛ دیدگاهی که پایان جنگ را مشروط به تسلیم جمهوری اسلامی میداند.
در نهایت، کنگره به این جمعبندی رسید که «گزارش» بدون موضعگیری دربارهٔ جنگ منتشر شود تا در «شورای هماهنگی کنگره»، در فرصتی دیگر، دربارهٔ نحوهٔ اتخاذ موضع در اینباره تصمیمگیری شود.
