۸ مارس امسال، اعتراض سراسری به حکومت زن‌ستیز جمهوری اسلامی

 

امسال در شرایطی به پیشواز 8 مارس، روز جهانی زن می رویم که جامعه بیش از هر زمان دیگر تحولات عظیمی را در بنیانهای خود پشت سر گذاشته است. نقش ویژه جنبش زنان در تمامی ِ این روندهای تعیین کننده، چیزی است که توجهات کل جامعه ایران و همه عناصری که در فضای سیاسی ایران فعال هستند، به خود معطوف کرده است. مبارزاتی که اکنون بیش از 40 سال است در جهت سرنگونی حکومت اساسا زن ستیز اسلامی به پیش رفته و برای تحقق جامعه ای آزاد، برابر و انسانی و عاری از هر گونه بی حقوقی و تبعیض گام برمی دارد؛ تبعیضاتی که بنا به ماهیت نرینه جمهوری اسلامی، عمده پیکان حمله آن به سوی زنان نشانه رفته است.

نقش زنان در تحولات یکسال گذشته بیش از هر زمان دیگر برجسته است؛ زنان در کنار سایر اقشار جامعه برای سالها سرکوب و خشونت و فشارهای سازماندهی شده اعتراض خود را فریاد زده اند. در این میان نقش زنان دانشجو در پیشبرد اهداف مبارزاتی جامعه و به تبع آن جنبش دانشجویی بسیار پررنگ و برجسته بوده است. تجمع 23 اردیبهشت ماه 98 برگی از این دفتر مبارزاتی است که دانشجویان و به خصوص دانشجویان زن در اعتراض به طرح ضد انسانی و زن ستیز “حجاب و عفاف” در دانشگاه تهران برگزار کردند. تجمعی که که به همراه گونه های مشابه خود در دانشگاههای دیگر، ستونهای این بنای پوسیده و متحجر جمهوری اسلامی را با شعارهای خود به لرزه در آورد. زنان دانشجویی که دوشادوش مردان در تجمع های اعتراضی به میدان آمده و با افراشتن پرچم “نه به آپارتاید جنسی” و برابری برای و رفع تبعیض از زنان، خون تازه ای در رگ این مبارزات افزوده اند.

از سوی دیگر این زنان دانشجو بودند که عنصر فعاله و تعیین کننده ای در جریان اعتراضات سراسری آبانماه و دیماه 98 بودند که نه تنها حضور برجسته زنان بلکه نقش آنها در سازماندهی اعتراضات جلوه جدید، پیشرو و زنانه ای به اعتراضات بخشید و در نوع خود توانست مختصات نوینی به جنبش های اعتراضی بیفزاید. چنین موقعیت ویژه زنان در معادلات سیاسی جامعه که برآمد آن را نه تنها در دانشگاههای سراسر کشور بلکه در کل جامعه شاهد هستیم، موقعیتی که شاید فقط یک دهه پیش برای عده زیادی حتی قابل تصور هم نبود، پایه های حکومتی را به لرزه درآورده است که انکار موجودیت زنان سنگ بنای موجودیت ننگین خود اوست.

نقش زنان و دانشجویان زن در اعتراض به شلیک عمدی به هواپیمای اکراینی، خیزش آبانماه و حمایت از مادران و خانواده های جانباختگان چنان ویژه بود که حکومت و دستگاههای قضایی و امنیتی را به تقلا انداخت تا با دستگیری و صدور احکام سنگین سعی در سرکوب و ارعاب زنان کنند. اما علیرغم همه این بگیر و ببندها نه تنها نتوانسته اند زنان را مرعوب کنند بلکه این خشم 40 ساله هدفمندتر و قدرتمند تر خواست خود را که همان سرنگونی حکومت زن ستیز اسلامی است، فریاد زده است. آنکه مرعوب شده و به وحشت افتاده زنان نیستند بلکه در واقع جمهوری اسلامی است که چشم در چشم جامعه عروج جنبش زنان را می بیند که به موازات جنبش عظیم تر سرنگونی طلبی جامعه ایران، ریشه های این حکومت ضدزن را هدف گرفته است.

از این رو، 8 مارس روز جهانی زن را حتی در این شرایط حساس که سلامت جامعه مورد تهدید همزمان ویروس کرونا و جمهوری اسلامی قرار گرفته است، باید از یک سو گرامیداشتی باشد برای مبارزات سرسختانه زنان و دانشجویان زن که خشت روی خشت گذاشته شده و به جایگاه و وزنه ای مهم در فضای سیاسی و اجتماعی جامعه بدل شده است؛ و از سوی دیگر محملی باشد که در آن اعتراض میلیونها زن جامعه ایران به قوانین و مناسبات به غایت زن ستیز جمهوری اسلامی باشد که زندگی انسانی حتی به تعبیر حداقلی آن را هم از زنان سلب کرده است.

دانشگاه سنگر آزادی و برابری
15 اسفند 1398
5 مارس 2020

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *